خرید طراحی لوگو دانلود آهنگ فروش فایل تفکر سیستمی آهنگ شاد ویپ
حذف در پنل کاربری [X]
خاطرات سفر به کره جنوبی(2018)- سئول- بخش اول- اینسادونگ، میون دونگ و قصرهای قدیمی
لیست محصولات

خاطرات سفر به کره جنوبی(2018)- سئول- بخش اول- اینسادونگ، میون دونگ و قصرهای قدیمی

ر یکی از روزهای نسبتا سرد آخر پاییز سوار بر هواپیمای اماراتی به همراه دوستی همسفر در قالب یک سفر کاری به سمت سرزمین های خاور دور در حرکتیم. سفری که تا چند وقت پیش حتی تصورشم برامون محال بود! ما کجا و کره جنوبی گرون کجا!

صندلی های داخل هواپیما کاملا توسط چشم بادومی های سخت کوش کره ای اشغال شده. با این حال تک توک مسافرهایی هم با ظاهر غیر کره ای مانند مسافر صندلی کناریمون داخل این سفینه فلزی حضور دارند. این حضور پررنگ کره ای وقتی خودش رو نشون داد که در زمان سرو غذا، مهموندارها علاوه بر ترکیب پیشنهادی غذاهایی که بیشتر با ذائقه کره ای ها هماهنگ بود، حالا دیگه دسر و مزه سنتی معروف کره ای ها یعنی کیمچی رو هم سرو می کردند. بعدا در مورد این کیمچی که جز جدانشدنی یک غذای کره ای استاندارده بیشتر سخن خواهیم گفت!

طول مسیر 9 ساعته سئول از دبی طولانیتر از اون چیزیه که فکر کنین با یکم خواب و کمی چرخ زدن در شبکه فیلم مونیتور جلوی روتون بتونین راحت بگذرونین. به خصوص اونکه فاصله صندلی ها در این غول آهنی دوطبقه ای حداقل برای مسافرهای طبقه پایینی خیلی هم دلچسب نیست! با این حال امکان استفاده از 20 مگابایت اینترنت رایگان هواپیما هم بد نیست. هرچند به محض اینکه وارد فضای هوایی چین می شید این امکان تا زمان خروج از مرز چینی ها قطع میشه!

خلاصه این وقت اضافی موجب شد تا در آخرهای مسیر کمی هم با مسافر صندلی بغلی که دختر جوونی با ظاهر روس بود همکلام بشیم و کاشف به عمل اومد سوفیا که 17 سالشه برای تحصیل در مقطع دبیرستان حدود یکسالی هست که ساکن سئوله و از دست روزگار پدر و مادر تحصیل کرده اش که در دبی اقامت دارن، ایشون رو فرستادن کره جنوبی تا بعد از دبیرستان برای تحصیل در رشته پزشکی عازم دانشگاههای معتبر کره ای بشه و ...! از سوفیا در مورد سئول می پرسیم و اونم از همون ابتدا از جاذبه های بیشتر شهر در مقایسه با دبی نام می بره، هرچند ایشون هم یادآوری می کنه که از نظر گرونی سئول به هیچ وجه با دبی قابل مقایسه نیست!

ساعتی بعد نمای شهر زیبا و سرسبز اینچه اون و حومه سئول از بالا نمایان شد و هواپیمای غول پیکر به راحتی به زمین نشست. و ما هم به همراه سایر مسافرها در حالیکه 3 فرم مخصوص ورود به کره رو که داخل هواپیما تکمیل کرده بودیم، در دست داشتیم وارد سالن اول فرودگاه شدیم. یکی از فرم ها بیشتر در مورد اجناسی که همراه دارید سئوال پرسیده و ما هم با همراه داشتن چند عدد سیب اولش یکم دو دل شدیم که موضوع رو که ممنوعیت ورود هر نوع میوه است رو تو برگه اعلام کنیم یا نه که آخرشم به عادت سالهای دور و دراز زندگی در ایران تصمیم بر این شد که به دردسرش نمی ارزه و ...!

برخلاف همه جای دنیا(که حداقل ما دیدیم!) اولین مرحله ورود در کره جنوبی با نوعی معاینه پزشکی سریع همراهه بطوریکه همه مسافرها در چند صف قرار گرفته و پزشک مربوطه با تجهیزات و دستگاههایی که از کنارش عبور می کنین از اینکه بیماری خطرناک واگیرداری نداشته باشید حداقل تا حدی مطمئن میشه!

در ادامه با ترن داخلی فرودگاه تا محل کنترل ویزا و پاسپورت می رسین و خوشبختانه در اینجا هم رفتار و پرسش های چندان عجیبی در انتظارمون نبود!

با دریافت ساک بدون مشکل از بازرسی نهایی خارج شدیم و در سالن انتظار میزبانهای کره ایمون به راحتی پیدامون کردند و ساعتی بعد در حالیکه با احتساب 5.5 ساعت اختلاف ساعت محلی تا ایران هوا به سمت تاریک شدن بود ما در داخل اتومبیلی با برند کیا به سمت سئول در حرکت بودیم.

با اینکه سئول عملا فاصله نسبتا زیادی تا فرودگاه اینچه اون داره، با این حال وسایل نقلیه عمومی خوبی از فرودگاه تا شهر سئول تردد داره. اولی و بهترینشون قطارهای اکسپرس آرکس هستند. بلیت این قطارها حدود 4250 وون است و کمتر از یکساعت طول می کشد تا به ایستگاه سئول برسید. انتخاب دوم ظاهرا اتوبوسه که آخرش نفهمیدیم با اینکه زمان طولانیتری طول می کشه تا به مقصد برسه چرا باید بلیتش نزدیک به دوبرابر قطار باشه!

از این ها که بگذریم در طول مسیر تا مرکز شهر سئول، آیدن پسر جوون کره ای و آقای لی که مردی میانسال بود از همون ابتدا بهمون یادآوری کردن که با وجود ترافیک رایج، حداقل 1.5 ساعت از فرودگاه اینچه اون تا مرکز شهر سئول راه داریم. جالب اونکه برای انتخاب مسیر علاوه بر سیستم GPS مونیتور داخل ماشین مونیتور موبایلشونم روشن کردند که نکنه یه موقع مسیر رو اشتباه انتخاب کنند! این موضوع وابستگی کره ای ها به سیستم GPS موبایل یجورایی در همه کره ای هایی که تو روزهای بعد هم دیدیم اپیدمی داشت. چون اصلا حتی تصور رانندگی بدون موبایل برای مقاصد نزدیک و روتین و تکراری تا محل کار هم برای این جماعت باهوش غیرقابل تصور بود! هرچند خیلی از جوونهای امروزی خودمون هم به بهانه ترافیک تا سر کوچه اشون رو با وِیز می رن!

با نزدیک شدن به سئول در طول مسیر چندین بار از پل های معلق کوچک و بزرگ روی رودخونه ها گذاشتیم. رودهایی که انگار همون اول کار می خواست دست و دلبازی طبیعت به هدیه این همه آب و سرسبزی رو به مردم این سرزمین نشون بده.

در داخل شهر ترافیک هم بیشتر نمایان شد با این حال از همون ابتدا نظم ستودنی مردم در احترام به قوانین رانندگی و عدم اشغال مسیرهای کناری در نزدیکی دوربرگردون ها و ... رو به زیبایی نمایانگر می ساخت.

شهر تازه ساخت سئول با ساختمون های بزرگ و مرتفعش این روزها بیشتر شبیه یک پایتخت مدرن غربی است. به خصوص که برج های مسکونی و تجاری ترامپ نیز در وسط شهر این حقیقت رو بیشتر نمایان می کنه!

سرانجام به هتل می رسیم و هنوز اتاق ها رو تحول نگرفتیم که میزبان برای صرف شام دعوتمون می کنه. ما هم که از همون ابتدا بی تاب تست غذاهای کره ای بودیم بدون معطلی می پذیریم و کمی بعد در رستوران لوکس اما متفاوت به سبک کره ها روی زمین پشت میز چهارزانو می نشینیم. جالب اونکه این رستوران به سبک کره ای ها اتاق ها رو با پارتیشن چوبی مجزا کرده تا هرکدوم از مشتریان فضای کامل خصوصی و مستقلی رو داشته باشند.

در میان نگاههای مشتاق ما خانوم گارسون محفظه فلزی روی میز رو کنار می زنه و ذغال ها رو روشن می کنه. جالب اونکه هیچ دودی بالا نمی یاد! ظاهرا از زیر میز دودکش طراحی شده اونو خارج می کنه!

همونجوری که انتظار داشتیم کنار کاسه هامون چوب های معروف غذاخوری یا همون چاپ استیک قرار دادند. البته بر اساس مطالعات قبل از سفر به خوبی توجیه شده بودیم که اینجا هم خرافاتی مانند نحوه قرار دادن این چوب ها پس از پایان وجود داره که بر اون اساس نباید چوب ها رو بعد از غذابه صورت ایستاده در ظرف غذا گذاشت!

دقایق بعد کم کم اولین سری غذاهای کره ای خوش رنگ و لعاب رو می یارن. غذاهایی که بیشتر پایه گیاهی دارند و بنحوی زیبا تزئین شدن. سوپ سبزیجات و کاسه فلزی برنج رو پیش رو داریم و میزبان تلاش می کنه تا به دقت نام غذا و محتویات ظرف های روی میز رو شرح بده! سوپ تشکیل شده از شیره برنج و سس سویا که تا حدودی به مذاق ما سازگار می یاد اما به هیچ وجه برنج رنگی سرد و شفته داخل کاسه رو نمیشه عالی تصور کرد!

کاسه ای از انواع کیمچی معروف رو روی میز می ذارن. ترکیبی ترشی گونه از برگ های کلم و کاهو با طعم تند و ترش! هرچند برای کره ها کیمچی بیشتر نقش مزه غذا رو داره و تاحدودی شبیه همون ترشی و شوری خودمونه!

با این حال حداقل برای من کیمچی خیلی جذاب نبود اما در عوض کوکویی که میزبانمون با شوخی پیتزای کیمچی می نامیدش طعمی بسیار مطلوب و دلچسب داشت.

خوشبختانه غذاهای دریایی و انواع ماهی و میگو سهم قابل توجهی در منوی غذایی کره ها داره و به همین خاطر در طول زمان شام چندین بار دیس های متنوع از گونه های مختلف آبزیان رو برامون سرو کردند که الحق و الانصاف انواع ماهی سالمون با رنگ و طرح های جالبش که یجورایی بخارپز و حتی تا حدودی خام بودند هم خوشمزه بود. هرچند اولش سنگ زیبا و رنگارنگ زیرش رو هم که خیلی اشتباه برانگیز بود با غذا اشتباه گرفته بودیم!

با این حال انواع کاسه های سوپی که بدون وقفه روی میز قرار می گرفت و چندتا غذای ترکیبی از سبزیجات و گوشت آبزیان گرفته تا گوشت قرمز و ...، کمتر جای مقاومت برای پرهیز از خوردن باقی می ذاشت و نهایتا از این 15 تا 20 نوع غذای روی میز می شد ترکیبی از غذاهای دلچسب رو تجربه کرد.

با پایان یافتن شام، دوستان کره ای ترکمون کرده و ما با اینکه از شب گذشته تا اون لحظه استراحت درست حسابی نکرده بودیم اما بازم دلمون نیومد که به هتل برگردیم و واسه همینم گفتیم بد نیست یه چرخی اطراف هتل بزنیم تا با موقعیت جغرافیایی هتل بیشتر آشنا بشیم.

خوشبختانه هتلمون در مرکز شهر و در منطقه پر رفت و آمد اینسا دونگ Insa dong قرار داشت. به همین خاطر بیشتر جاهای توریستی نسبتا در دسترس بود.

با خروج از هتل اولین با برخورد اولین سوز سرما به صورتمون حساب کار دستمون اومد. و همون اول کار بهمون یادآوری کرد که با سرمای منهای 15 درجه سئول خیلی نمیشه شوخی کرد! واسه همینم شال و کلاه رو محکمتر بستیم و راه افتادیم.

اولین مقصد میدون اصلی و پهن پیکر گوانگهوامون Gwanghwamun بود که فاصله چندانی تا هتل نداشت. اونم درست در جایکه مجسمه اصلی بر تخت نشسته پادشاه سجونگ Sejong خودنمایی می کنه! مجسمه ای غول پیکر که چشم انداز اون با پس زمینه سردر اصلی قصر سلطنتی گیونگ بوک گانگ Gyeongbokgung بر ابهتش بیشتر افزوده.

در جهت مخالف که پیش می ریم مجسمه بزرگ دیگری در وسط میدون نمایان میشه و این چیزی نیست جز مجسمه آدمیرال Yi Sun Shin که در توصیف ساده تر یه چیزی شبیه همون ژنرال های یونیفرم پوش سریال های روتین کره ای است.

درست جلوی اون فضایی برای فواره های آبی که این روزها در شهرهای مختلف کشورمون هم برای تفریح کودکان ساخته شده وجود داره که البته تو این سرمای هوا نباید انتظار داشت کار کنه! این مکان از میدون چندان هم برای برخی هموطن های طرفدار سریال های کره ای بیگانه نیست و خیلی ها اون رو در سریال های کره ای قبلا دیدن!

در گوشه و کنار میدون بساط غرفه های فرهنگی که عمدتا در برخی روزها ارائه کننده غذاهای گرم محلی هستند خودنمایی می کنه و در اطراف این خیابون اصلی و مهم هم برج های تجاری بزرگ و مرتفع بیشتر خودنمایی می کنه!

ساعتی بعد خستگی سفر طولانی و عقربه های ساعتی که نزدیک 12 شب رو نشون می ده از این بیشتر مجالمون نمی ده و چاره ای نیست که باید در مسیر بازگشت به هتل قرار بگیریم.

صبح روز بعد از اونجا که دلیل اصلی این سفرمون کاری بود اساسا تنها زمانی که برای بازدید از جاذبه های شهر داشیم عمدتا همون یک روز بود. چرا که به جهت تعطیلی یکشنبه ها برنامه کاری نداشتیم! با این حال صبح که از خواب پا شدیم و پرده پنجره رو کنار زدیم، بیکباره با سورپرازی که شدیم، از جا پریدیم! البته نه از نوع مثبتش! یا خدا حدود 20 سانتیمتر برف روی زمین نشسته بود و بدتر از اون همچنان بارش برف ادامه داشت! حسابشو بکنید ما کلی برنامه ریز و درشت برای بازدید از تنها فرصت سفرمون تنظیم کرده بودیم! حالا با این برف و کفش های نه چندان مناسب ما، چاره کار چی بود؟

زمان صبحونه بهانه ای شد که برای دقایقی هم که شده ذهنمون رو منحرف کنیم اما راستش صبحونه اش هم چندان چنگی به دل نمی زد و بیشتر یجورایی همون غذاهای بخار پز مثل برنج و سبزیجات بود که چندان به مذاق ما سازگار نبود. حتی پنیر هم به سبکی که ما می شناسیم وجود خارجی نداشت و نهایتا با یکم کره مربا و کمی نیمرو سرد، سر و ته صبحونه رو هم آوردیم!

بعد از صبحونه شال و کلاه کردیم و ترسان و لرزان اولین قدم ها رو بر روی برف گذاشتیم. چاره ای نیست باید پیش رفت! جالب اونکه از همون ابتدای صبح بیشتر ساکنین محلی پارو به دست مشغول تمیز کردن محوطه جلوی ساختمون یا محل کسبشون شده بودند و به همین خاطر با کمی احتیاط میشه قدم ها رو تندتر هم برداشت.

برای اینکه بتونین تصویر بهتری از سئول رو تجسم کرد میشه اونو به دو بخش شمالی و جنوبی که مرز اون رودخونه بزرگ Hangang یا همون هان هست تقسیم کرد. با اینکه کلا میشه شهر سئول رو یه شهر مدرن و نوساخت تجسم کرد اما با این حال بیشتر مناطق قدیمی و به خصوص قصرهای تاریخی نه چندان نا آشنا برای ما در بالاترین بخش های شمالی تر شهر و در مناطق گوانگهوامون و اینسا دونگ و ...، قرار گرفتن و همینطور تا پایین که به رودخونه می رسه ادامه دارند.

با این حال بخش جنوبی پایین رودخونه هم که ظاهرا مدرنتر و جدیتر محسوب میشه در بردارنده محله نام آشنای Gangnam و خیابون آشنای تهران و برج معروف لوته تاور هستش.

با این مقدمه دقایقی بعد به مقصد اول رسیدیم. قصری پوشیده از برف که از همون نگاه اول خاطرات سریال های پرطرفدار کره ای جواهری در قصر و جومونگ رو در سالهای نه چندان دور رو زنده می کرد.

بطور کلی سئول پنج تا قصر سلطنتی قدیمی از سلسله چوسان که اکثرشون در نزدیکی هم قرار دارن. قصر سلطنتی گیونگ بوک گانگ Gyeongbokgungقدیمی ترین قصر سلسله چوسان است.

با گذر از سردر پوشیده از برف قصر وارد حیاط اول می شیم و در اینجا باید برای خرید بلیت به محل های مشخص اون بریم. با این حال اگر برنامه دیدن همه قصرهای سئول دارید می تونید یک بلیط چند منظوره قصرهای سئول رو با پرداخت حدود 10 هزار وون کره بخرید. اینجوری می تونین قصرهای چانگ یون گانگ، دئوک سوگانگ،چانگ گیونگ گانگ، جیونگ هیو گانگ و مقبره جونگ میو رو با همون تک بلیت ببینید و این بلیت یکماه هم اعتبار داره.

با این حال ما که فرصت زیادی اونم تو این روز برفی نداشتیم ترجیح دادیم با پرداخت 3 هزار وون (حدود 2.5 دلار) بلیت تکی گیونگ بوک گانگGyeongbokgung رو بگیریم.

جالب اونکه سازمان گردشگری کره برای اینکه این محیط ها رو برای بازدید کنندگان جذاب کنه قانون جالبی وضع کرده و اون اینکه اگه با لباس سنتی وارد قصر بشید نیازی به پرداخت بلیت نیست!

لباس سنتی کره ای هانبوک نام داره. و جالب اونکه لباس های زنانه و مردونه شون هردو بلند و تا پایین پا کشیده شدن. با این حال لباس های زنانه رنگ های شاد و روشنی داره. مردان و زنان هم با همون سبک آشنا در سریال های کره ای کلاه های کوچک یا بزرگی رو بر سر گذاشته بودند.

وارد حیاط اصلی که می شیم سالن اصلی قصر با نام Geunjeon Hall که برف احاطه شده خودنمایی می کنه! بنایی ساده با فرهنگ غالب کنفسیوسی و چشم انداز کوه در دوردست.

با این حال جای یونسکو خالی که ایکاش مانع می شد برج های بلندمرتبه چشم انداز اطراف محوطه قصر رو از اصالت بندازه!

ظاهرا سالن اصلی این قصر در آتش سوزی اواخر قرن شونزدهم سوخته و حالا چیزی که می بینیم، بازسازی اون که به شکل فعلی حفظ شده در سال 1867 میلادی انجام شده است.

در این میون گردشگران نه چندان اندک که البته عمده شون هم کره ای بودند مشتاقانه از زوایای مختلف عکس هاشون رو می گرفتند. هر از گاهی هم پیدا کردن یکی دو نفری که لباس محلی پوشیده بودن و اینکه باهاشون عکس بگیریم خالی از لطف نبود.

از پله ها که بالا رفتیم نمای بیرونی حیاط بیشتر جلوه گر شد. همون شات های آشنای سریال های کره ای. هرچند اون سریال ها عمدتا در ماکت بازسازی شده این قصر ها ساخته شده. حالا دیگه اون شهرک سینمایی که " dae jang geum" داره در 60 کیلومتری سئول در شهری بانام یونگین قرار گرفته و خودش یجورایی در زمره جاذبه های گردشگری سئول به شمار می ره.

با این حال فضای داخل قصر که عمدتا از چوب و تزئینات رنگی ساخته شده بسیار ساده است.

در بیرون هم سنگ فرش ها ظرافت و دقت زیادی متناسب با یک قصر سلطنتی رو ندارند! یجورایی انگار اوستاکارهای درجه 2 و 3 زمین رو سنگ فرش کرده باشند!

با پیش روی در داخل محوطه قصر مناظر آشنای بیشتری به چشم می رسه. از اقامتگاه ها و عمارت های زیباش از جمله عمارت مجلل جیونگ هورو و حوضی که در این روز برفی سطح آبش یخ زده و برای عکس های زیبا با بکگراند بنای قصری دیگر نمای زیباتری داره. و البته حیاط های بدون درخت که ویژگی اصلی قصرهای این منطقه از جهان هست.

اگه یکم خوش شانس باشین یا اهل برنامه ریزی دقیق می تونین مراسم تغییر محافظان سلطنتی که روزی سه بار مقابل گوانگ هوان یا همون دروازه اصبی قصر انجام میشه رو ببینید. هرچند در این روز برفی جدا از شانس باید فاکتورهای مهمتری رو هم در برنامه ریزی لحاظ کرد!

در داخل محوطه قصر دو موزه ملی و محلی هم قرار داره که ما به جهت ضیق وقت ترجیح دادیم موزه محلی رو که در شمال شرقی قصر قرار داره رو بازدید کنیم.

به همین خاطر در اون لحظات با عبور از حیاط پشت قصر، نقشه رو دنبال می کنیم تا از درب پشتی قصر خارج بشیم. جاییکه در نزدیکی خانه آبی که در واقع دفتر رسمی رئیس‌جمهور قرار داره. این کاخ یجورایی اقتباسی از الگوی کاخ سفید آمریکاست. هرچند نام خانه آبی رو به جهت سقف آبی رنگش به اون دادن. در هر حال چشم انداز زیبای درختان انبوه در اطراف این مجموعه و کوه پشت آن، مناظر اطراف رو زیباتر جلوه می کنه. با این حال وقتی فهمیدیم برای بازدید از این کاخ باید از 3 هفته قبل آنلاین رزرو کنیم و اونم تو ساعات خاصی از روز ( 4 بار در روز) امکان بازدید هست، عملا قیدش رو زدیم و به سمت موزه محلی حرکت کردیم.

موزه هنرهای ملی محلی کره که با نام National folk museum of Koreaشناخته میشه از ضلع شرقی قصر هم قابل دسترسی است.

با ورود به محوطه بدون نیاز به خرید بلیت از همون ابتدا با فضای خونه سنتی کره ای مواجه می شین.

جالب اونکه هزاران کیلومتر دورتر از ایران بازهم نشانه های سبک معماری شرقی تا حدودی آشنا با طراحی حیاط در وسط خونه خودنمایی می کنه. انگار فرهنگ شرقی بعد زمان و مکان نمی شناسه!

با ورود به سالن مدرن موزه از ابتدا سالن های تو در توی با طراحی زیبا که پیشینه به ادعای کره ای ها 5000 ساله اشون رو نشون می ده.

و بعدهم از فرهنگ و هنر تا لباس و نهایتا سبک زندگی و حتی انواع غذاهای سنتی کره ای که البته کیمچی گل سرسبدشونه!

با خروج از قصر بر اساس نقشه به سمت کوچه های شرق قصر گیونگ بوک گانگ بریم. با این حال زمین پوشیده از برف کمی کار رو مشکلتر می کنه. سعی می کنیم از عابری دقیقتر بپرسیم اما جواب مشخصی نمی گیریم. با اعتماد بر Gps موبایل در کوچه پس کوچه های پوشیده از برف محله قدیمی باکچون هانوک قدم می گذاریم.

با این حال ما که هرچی تلاش کردیم نفهمیدیم برای درک این قدمت 600 ساله این محله کجاش رو باید دقیقا گشت! هرچند یجورایی هم شاید بشه منظورشون رو آشنایی با سبک معماری خانه های سنتی کره ی عنوان کرد. در هر حال این شد که بعد از نوشیدن یه نوع لیموناد میوه خوش آب و رنگ گرون قیمت در مسیر قصر چانگ داگ گونگ راه افتادیم!

در آخر مسیر کوچه، شیب طبیعی کمک کرد تا چشم انداز زیبایی از قصر چانگ داگ گونگ هویدا بشه. قصری پوشیده شد از برف با دیوارهایی نه چندان بلند!

با این حال ظاهرا ما زمان مناسبی رو برای دیدن این قصر انتخاب نکرده بودیم چون گفته میشه قصر چانگ داگ گونگ که بهترین قصر از قصرهای پنجگانه سئوله و بهتر از بقیه تا حالا حفظ شده، بزرگترین باغ قصر کره به شمار می یاد که بیش از 100 گونه از گل و گیاه زیبا رو در یک هارمونی زیبا با بناهای تاریخی قصر در برگرفته!

این قصر یادگار سلسه چوسان از سال 1405 میلادی است که به لطف سریال های کره ای کمتر هموطنی رو میشه پیدا کرد که با تاریخ کره و این اسم آشنا نباشه!

بنابراین این قصر با عمارت های زیبا و خوش تراشش مکانی مناسب برای سرگرمی گردشگران رو فراهم کرده.

در هر حال بازم ما که فرصت زیادی اونم تو این روز برفی نداشتیم ترجیح دادیم با پرداخت همون 3 هزار وون (حدود 2.5 دلار) بلیت تکی قصر رو بخریم و در حالیکه حالا دیگه با نزدیک شدن به ظهر یکم نور آفتاب در کنار رفت و آمد بازدید کننده ها برف های بخشی از مسیر رو گل و شل کرده بود وارد مسیر اصلی قصر شدیم.

بازهم همون معماری آشنای سریال های کره ای و حیاط های وسیعشون که جون می داد برای صحنه آرایی فیلم ها!

زیباترین عمارت قصر با نام Seonjeongjeon Hall شناخته میشه هویتی تاریخی قصر رو در بار عام دادن و پذیرایی از میهمانان و سفرهای خارجی به یاد می یاره.

با عبور از آنجا به اقامتگاه شاه و ملکه که بانام های Huijeongdang وDaejojeon می رسیم که در کنارش خوابگاههای محقر سایر ساکنین اشراف زادگان قصر رو به همراه داشت و این بخش هم تداعی کننده بسیاری از صحنه های زیبایی است که از سریال جواهری از قصر به یاد داریم.

برای ورود به باغ گلها باید ورودی جداگانه ای پرداخت می شد که با توجه به هوای برفی چندان انتظار نداشتیم که بشه گل و گیاه طبیعی رو اونجا به معنای واقعی درک کرد.

ساعتی بعد با خروج از قصر دیگه اولین بخش از گشت نیمروزی مون داشت به پایان می رسید با این حال پیاده روی تا هتل در کوچه و پس کوچه های محله قدیمی اینسادونگ هم چندان خالی از لطف نبود!

برنامه بعدی اینسادونگ بود. محله ی اینسادونگ در قلب شهر سئول از همون خیابون ها و کوچه های تنگ و ترش قدیمی و تو در تو سنتیه که میشه ساعت ها در اونجا بدون وقفه گشت و لذت برد. با همون سبک کوچه های تو در تو از رستوران و کافی شاپ های سنتی گرفته تا عتیقه فروشی و فروشگاههای سوغاتی و ... .

جالب اینکه در انتهای خیابونی یکدفعه به یه ساختمون بزرگ می رسین و ادامه مسیر خیابون عملا از زیر ساختمون رد میشه!

در هر حال با قدم زدن در کوچه پس کوچه های اینسادونگ ما هم دل به دریا می زنیم و وارد فروشگاهی می شیم تا با صنایع دستی کره ای بیشتر آشنا بشیم. اما انگار قیمت ها چندان با گروه خونی ما سازگاری ندارن! اولش خانوم فروشنده میانسال سعی می کنه با چرب زبونی آلترناتیوهای مناسب رو برای خرید پیشنهاد بده اما بعد که گفتیم گرونه و دنبال خرید ارزونتر هستیم، پس از یکی دوتا پیشنهاد دیگه یکدفعه رنگ عوض می کنه و با عصبانیت می گه من هیچی ندارم به شما بفروشم و با لحنی نه چندان مودبانه بیرونمون می کنه! واسه همینم می گن که در فرهنگ کره ای ها هنگام خرید و برای تخفیف نباید قیمت خودتون رو پیشنهاد بدید و فقط بگین اگه میشه ارزونتر بدین!

عصر بعد از استراحتی مختصر و تجدید قوا بخش دوم گشت شهری آغاز میشه. اولین بخش به یکی از تفرجگاههای اصلی ساکنین سئول اختصاص داره. در جنوب منطقه اینسا دونگ رود کوچک خشک شده که با بازسازی سال 2005 به بعد حالا دیگه با تغییر کاربری و فضاسازی های مناسب یجورایی نقش پارک تفریحی رو پیدا کرده!

برای اینکه تصویردرستی از فضای این مکان داشته باشید بد نیست یجورایی ساختار تهران کمی قدیمی تر رو بیاد بیارین. در واقع در ساختار شهری تهران از دهه های قبل مسیل هایی رو برای هدایت سیلاب از شمال به سمت جنوب طراحی کردن که آشناترینشون برای ما از همون تجریش و دربند شروع میشه و به موازات بخش هایی از شریعتی امتداد پیدا می کرد و به سمت شرق و جنوب می ره.

بچه که بودیم از این مسیل ها که همیشه آب داشتند، به واسطه فرهنگ بالای مردممون که از اونجا برای تخلیه زباله هاشون استفاده میکردند، همیشه بوی بدی به مشام می رسید و پدر و مادرها هم همش تاکید می کردند که به دیواره شون نزدیک نشین که نکنه بیافتید پایین!
اما در سئول کره جنوبی با تغییر کاربری و یه سرمایه گذاری نه چندان سنگین، شهرداری این رودخونه و مسیلی که خشک شده بود رو به یکی از تفریحگاههای اصلی مردم شهر تبدیل کرده که در همه فصول سال مکانی است برای شاد بودن!

کف رودخانه خشک شده به جز وسط آن که محل عبور جوی بزرگ آب است، سنگ کاری شده و مردم در دو طرف امتداد این رود قدم می زنند و در بخش هایی نیز سکوهایی برای استراحت مختصر درنظر گرفته شده.

وسط آب رودخونه با کارهای هنری و تزئینات زیبا فضایی جذاب و ارزشمند طراحی شده.

جالب اونکه شب که دوباره برگشتیم برنامه های جذابی با نورپردازی رنگی و هارمونیکی با موسیقی آرامش بخش و بهره گیری از تزئینات رنگی و بادکنک ها جمعیت زیادی از مردم شهر رو در اون هوای برفی و سوز سرما سرگرم کرده بود.

کمی جلوتر هم بساط داغ فروش فانوس های کاغذی و شمع های روشنی که به همراه آرزوهای خریدار فانوس در آب غوطه ور می شد منظره زیبایی رو ایجاد کرده بود.

عصر در ادامه مسیر در امتداد خیابون پهن پیکر Gwanghwamun به سمت جنوب عبور کردیم. خیابونی بزرگ با ساختمون های تجاری بلندمرتبه. جالب اونکه یک طرفه خیابون با حضور پرنگ پلیس بسته شده بود و لحظاتی بعد خیل عظیمی از راهپیمایان پر شور که با بلندگو های قوی شعارهای احساسی می دادن و بر طبل می کوبیدند در کسری از زمان مثل مور و ملخ کل محوطه رو به اشغالشون درآورد و البته با نظمی خاص و بسیار مسالمت آمیز مسیر رو ادامه دادند.

دقایقی بعد با رسیدن به سیتی هال مسیرمون از خیابون اصلی منحرف شد و اینبار با اعتماد به GPS موبایل وارد یکی از پرطرفدارترین محله های سئول شدیم.

با عبور از زیرگذرهای پر رونق عرض خیابون رو عبور کردیم. مکان هایی که تو اون سوز سرما حالا دیگه بیشتر نقش مراکز خرید گرم و دلچسب رو بازی می کردند.

از اینجا به بعد دیگه شناخت کوچه پس کوچه های اصلی میونگ دونگMyeong-dong‏ کار چندان سختی نبود. جمعیت پر شور و نورپردازی کوچه های تنگ و باریک شلوغ که یادآور کوچه برلن خودمون بود خیلی سریع ما رو به سمت خودش کشید و غرفه های فروشنده انواع غذاهای گرم از سیب زمینی سرخ کرده با پنیر و سوسیس و ... گرفته تا غذاهای دریایی هشت پا و میگو و شاه میگو که به صورت کبابی و سرخ کرده و نیز صدف و و انواع دیگه خوراکی حسابی سورپرایزمون کرد.

با این حال تا دلتون بخواد تنوع غذایی برای تحریک هر سلیقه ای داشتیم. خوراکی هایی بر پایه کدو حلوایی، شیرینی جات و ... گرفته تا کال گوکسا که خوراک نودلی است که از نودل های دست ساز ساخته شده و اون رو معمولا در یک کاسه بزرگ همراه با آب گوشت و سبزیجات دیگه سرو می کنند و نیز ماندیو (یک نوع پودینگ میوه پخته کره ای) که حداقل ظاهری زیبا داشت.

همون ابتدای تحریک شدیم و یکی دوتا از اون خوراکی های خوش رنگ و لعاب مثل میگو و ... رو تست کردیم اما بعد با یه حساب سرانگشتی از تبدیل قیمتش به دلار و پول داخلی دیدیم خیلی نمیشه دست و دلباز بود و در نتیجه دیگه ادامه ندادیم و ...!

در داخل میدون دونگ فروشگاههای بزرگ کوچکی زیادی هم که برندهای معروف بین المللی رو با بازاریابی فعالشون تلاش برای فروش اجناسشون رو داشتند اما راستش حتی قیمت های حراج خوردشون هم با گروه خونی ما سازگاری نداشت و ورود به این فروشگاه بیشتر به بهانه استفاده از اینترنت پر سرعتشون که امکان تماس با وطن به صورت آنلاین رو فراهم می کرد ارزش داشت.

شب دیر وقت بود که دیگه برنامه فشرده بازدیدمون از این شهر کهن در هوای سرد و برفی به پایان رسید و دیرهنگام در خیابون های سرد اما امن و پرجنب و جوش سئول به هتل برگشتیم.

قیمت: 0 تومان